تبلیغات
Hot Tehran - جک سری 11
Hot Tehran
وبلاگی برای تمامی سنین

جک سری 11

پنجشنبه 12 آذر 1388

نویسنده: o ps |

اصفهانیه یه موز می خوره تا یه هفته دستشویی نمی ره!

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصبانی می‌كنی، یكی از موهایم سفید می‌شود.» پسر: «حالا فهمیدم كه چرا پدر بزرگ همه موهایش سفید است.»

به حیف نان میگن بنزین سوپر میزنی؟ میگه: نه خانواده تو ماشین نشسته.

ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که: هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت، زن خود را دید. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!

حیف نان می ره بالای پل عابر پیاده می گه خب من خر، من نفهم، آخه مگه شما اینجا رودخونه می بینید كه پل زدید؟

از حیف نان می پرسن چرا نمازت رو بدون وضو خوندی؟ میگه آخه می خواستم خدا رو غافلگیركنم.

حیف نان راننده اتوبوس بوده بعد یه مدت راننده مینی بوس می شه... می بینند كه هیچی پول در نمیاره... پیگیر می شن می بینن كه پولها رو پاره می كنه!!!

دانش آموز: «آقا! من هر كاری كردم نتوانستم مطلبی را كه زیر ورقه‌ام نوشته بودید بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنویس»!

گربه‌ای در كمین موشی نشسته بود. موش هم فهمیده بود و از لانه خارج نمی‌شد. پس از چند لحظه، موش صدای موش دیگری را شنید كه می‌گفت: «بیا بیرون. گربه رفت.» موش از لانه بیرون آمد و گرفتار گربه شد. گربه هم زیر لب گفت: «این است فایده دانستن زبان خارجی!»

حیف نان زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم

یک فیلسوف آلمانی می گوید: انسان موجود عجیبی است! اگر به او بگویید در آسمان خدا، یکصد میلیارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بی چون و چرا می پذیرد. اما اگر در پارکی ببیند روی نیمکتی نوشته اند: رنگی نشوید، فورا انگشت خود را به نیمکت می کشد تا مطمئن شود.

روش دفع انگل: 3 روز چای و بیسکویت می خوری روز چهارم فقط چای. کرمه میاد بیرون میگه: پس بیسکویت کو؟

حیف نان میره دستشویی و در می زنه. یه عربه می گه: اهم... حیف نان می‌گه: حالا اسمت چیه؟ عربه میگه: محمد حسن خلیل. حیف نان می‌گه: ای پدرسوخته‌ها، سه تایی رفتین توالت؟

حیف نان رو برق سه ‌فاز می‌گیره پرت می‌كنه، بلند می شه میگه: اگه مردی یه فاز یه فاز بیا جلو!

آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده ، راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خو ب باز کن! روش نوشته آبادان و حومه!!!

حیف نان یه بار میره مشهد ، دو بار هم میره قم. دوستاش بهش میگن مش قمقمه!

حیف نان بعد از سی سال کچل بودن میره مو می کاره دو روز بعدش تو قرعه کشی بانک حج واجب برنده می شه.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :