تبلیغات
Hot Tehran - جوک سری 15
Hot Tehran
وبلاگی برای تمامی سنین

جوک سری 15

سه شنبه 24 آذر 1388

نویسنده: o ps |

یه موز و یه پسته با هم دعواشون می شه، موز به پسته میگه: که چی بشه؟ همیشه نیشت بازه؟ پسته میگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوی همه شلوارت رو می کشی پایین!

یه بنده خدایی میگه: من دو بار ازدواج کردم هر دو بار هم بد شانسی آوردم همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمی کنه!

حیف نان واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات می كرده. خلاصه هركی رد می شده، یك خرما برمی داشته و یك صلوات می فرستاده. بعد یك مدت، یك بابایی دست می كنه یك مشت خرما برمی داره، حیف نان دستشو می گیره میگه: هوووی! چه خبره؟! یك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

حیف نان داشته دنده عقب با ماشین از كوه می رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب میری می گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد می گن الان چرا دنده عقب می یای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم

حیف نان كولر خونشون خراب میشه به زنش میگه چند دفعه گفتم 5 نفری جلوی این نشینید

یه دکتری رفته بوده یكی از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو یاد می داده. اتفاقأ همون موقع یه گربه ای داشته...ونشو می لیسیده و خودشو تمیز می كرده. جناب دكتروسط سخنرانی میگه: مثلأ نگاه كنید، حتی این گربه كه حیوونه و عقلش نمی رسه هم داره خودشو تمیز می كنه. یهو یكی از دهاتیها از وسط جمع بلند می شه میگه: آقای دكتر، نه فكركنی عقلمان نمی رسد ها، زبانمان نمی رسد.
یه روز مدیر مهد كودك به یكی از بچه ها میگه: تو مامان داری؟ میگه نه! میگه بابا داری؟ میگه نه! مرده میگه پس چی داری؟ میگه جیش دارم؟

به یکی میگن: یک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه. میگه: دانشگاه آزاد اسلامی

اولی به دومی: آن دو نفر را می‌بینی؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدری یكدیگر را دوست دارند كه آدم فكر می‌كند اصلا ازدواجی بین‌شان صورت نگرفته است

حیف نان چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی... بعد از چند روز حیف نان زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟

به لره می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی

به حیف نان می گن تو نمی خوای آدم شی؟ می گه من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد.

این هم از معایب شهرت بیش از حد:
علی دایی میره اردبیل نون بگیره، چادر سرش می‌كنه اونو نشناسن تو صف خودشو می‌چسبونه به یه خانم تپل خانومه میگه علی ول كن منم رضازاده

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز حیف نان! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

یک اصفهانی چایی میاره برای مهموناش ولی قند نمی یاره می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره می گه: من گفتم چای با قند بخور نه چای شیرین

به تركه می گن بچه كجائی ؟ میگه : بچه تهرون . . . می گن : كجای تهرون . . . می گه : كیلومتر 700 ، جاده تهران - اردبیل

حیف نان به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت!

به حیف نان می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.

نظرات() 
Why does it hurt right above my heel?
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:41 ق.ظ
Hi! I know this is kind of off topic but I was wondering which blog
platform are you using for this website? I'm getting sick and tired of Wordpress because
I've had issues with hackers and I'm looking at options for another
platform. I would be great if you could
point me in the direction of a good platform.
http://beckynunemaker.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:57 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was
a amusement account it. Look advanced to
more added agreeable from you! However, how can we communicate?
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 01:54 ق.ظ
Ahaa, its fastidious conversation regarding this post here at this web site, I have read all that, so now
me also commenting at this place.
BHW
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:27 ق.ظ
For latest news you have to pay a visit world wide web and on world-wide-web I found this web site as a finest website for latest updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :